لغت
آلبانیایی – تمرین افعال
منتشر کردن
ناشر این مجلات را منتشر میکند.
بردن
او تلاش میکند در شطرنج ببرد.
روی ... قدم زدن
من نمیتوانم با این پا روی زمین قدم بزنم.
دیدن
یک دوست قدیمی او را میبیند.
پارک کردن
دوچرخهها در مقابل خانه پارک شدهاند.
کمک کردن
آتشنشانان سریعاً کمک کردند.
خداحافظی کردن
زن خداحافظی میکند.
موفق شدن
اینبار موفق نشد.
زدن
قطار به ماشین زد.
امیدوار بودن
من به شانس در بازی امیدوارم.
همراه سوار شدن
آیا میتوانم با شما همراه سوار شوم؟