لغت
لهستانی – تمرین افعال
دور زدن
شما باید از این درخت دور بزنید.
نشستن
بسیاری از مردم در اتاق نشستهاند.
اجازه دادن
او برای بادکنک خود اجازه پرواز میدهد.
ذخیره کردن
دختر در حال ذخیره کردن پول جیبی خود است.
پخش کردن
او بازوهایش را به گستره میپاشد.
استفاده کردن
او روزانه از محصولات آرایشی استفاده میکند.
بار آوردن
کار دفتری به او زیاد بار میآورد.
آویختن
در زمستان، آنها یک خانه پرنده را میآویزند.
لگد زدن
مراقب باشید، اسب میتواند لگد بزند!
فرستادن
او یک نامه میفرستد.
طول کشیدن
طول کشید تا چمدان او بیاید.