لغت

بلغاری – تمرین افعال

cms/verbs-webp/63457415.webp
ساده کردن
شما باید چیزهای پیچیده را برای کودکان ساده کنید.
cms/verbs-webp/125402133.webp
لمس کردن
او به طور محبت‌آمیز به او لمس می‌کند.
cms/verbs-webp/131098316.webp
ازدواج کردن
کودکان اجازه ازدواج ندارند.
cms/verbs-webp/84476170.webp
خواستن
او از شخصی که با او تصادف کرده است ، خسارت خواسته است.
cms/verbs-webp/90183030.webp
بلند کردن
او به او کمک کرد تا بلند شود.
cms/verbs-webp/8451970.webp
بحران کردن
همکاران مشکل را بحران می‌کنند.
cms/verbs-webp/111892658.webp
تحویل دادن
او پیتزا به خانه‌ها تحویل می‌دهد.
cms/verbs-webp/84850955.webp
تغییر کردن
به خاطر تغییرات اقلیمی، بسیار چیزها تغییر کرده است.
cms/verbs-webp/122010524.webp
به عهده گرفتن
من سفرهای زیادی را به عهده گرفته‌ام.
cms/verbs-webp/96586059.webp
اخراج کردن
رئیس او را اخراج کرده است.
cms/verbs-webp/92207564.webp
سوار شدن
آنها به تندی سوار می‌شوند.
cms/verbs-webp/59552358.webp
مدیریت کردن
در خانواده شما کی پول را مدیریت می‌کند؟