لغت
بوسنیایی – تمرین افعال
کُشتن
باکتریها بعد از آزمایش کُشته شدند.
پریدن روی
گاو به روی دیگری پریده است.
کُشتن
مار موش را کُشت.
شنیدن
من نمیتوانم شما را بشنوم!
وصل کردن
این پل دو محله را به هم وصل میکند.
گم شدن
کلید من امروز گم شده!
ترک کردن
بسیاری از انگلیسیها میخواستند از اتحادیه اروپا خارج شوند.
مست شدن
او تقریباً هر شب مست میشود.
فراموش کردن
او حالا نام او را فراموش کرده است.
فراهم کردن
صندلیهای ساحلی برای تعطیلاتگردان فراهم شده است.
مطالعه کردن
زنان زیادی در دانشگاه من مطالعه میکنند.