لغت
استونيايی – تمرین افعال
مبارزه کردن
اداره آتشنشانی آتش را از هوا مبارزه میکند.
قطعه قطعه کردن
برای سالاد، باید خیار را قطعه قطعه کنید.
نابینا شدن
مردی با نشانها نابینا شده است.
خواندن
کودکان یک ترانه میخوانند.
خداحافظی کردن
زن خداحافظی میکند.
گزارش دادن
او اسکندال را به دوستش گزارش داد.
اتفاق افتادن
آیا در تصادف کاری به او افتاده است؟
هم فکری کردن
در بازیهای کارت باید هم فکری کنید.
دعا کردن
او به آرامی دعا میکند.
خاموش کردن
او برق را خاموش میکند.
محافظت کردن
یک کلاه باید از تصادفها محافظت کند.