لغت
اکراينی – تمرین افعال
دور کردن
او با اتومبیلش دور میزند.
شکست خوردن
سگ ضعیفتر در جنگ شکست میخورد.
تعلق داشتن
همسر من متعلق به من است.
صحبت کردن
او با مخاطبان خود صحبت میکند.
کمک کردن
آتشنشانان سریعاً کمک کردند.
نگاه کردن
او به دره پایین نگاه میکند.
دریافت کردن
او هدیه بسیار خوبی دریافت کرد.
باید
باید زیاد آب نوشید.
رقصیدن
آنها با عشق یک تانگو را میرقصند.
توضیح دادن
او به او توضیح میدهد چگونه دستگاه کار میکند.
نشان دادن
من میتوانم یک ویزا در گذرنامهام نشان دهم.