لغت

گرجی – تمرین افعال

cms/verbs-webp/81885081.webp
سوزاندن
او یک کبریت را سوزانده است.
cms/verbs-webp/111160283.webp
تصور کردن
او هر روز چیزی جدید تصور می‌کند.
cms/verbs-webp/52919833.webp
دور زدن
شما باید از این درخت دور بزنید.
cms/verbs-webp/33688289.webp
وارد کردن
نباید هرگز به ناشناخته‌ها اجازه ورود دهید.
cms/verbs-webp/69139027.webp
کمک کردن
آتش‌نشانان سریعاً کمک کردند.
cms/verbs-webp/78773523.webp
افزایش دادن
جمعیت به طور قابل توجهی افزایش یافته است.
cms/verbs-webp/76938207.webp
زندگی کردن
ما در تعطیلات در یک چادر زندگی کردیم.
cms/verbs-webp/95625133.webp
دوست داشتن
او گربه‌اش را خیلی دوست دارد.
cms/verbs-webp/102238862.webp
دیدن
یک دوست قدیمی او را می‌بیند.
cms/verbs-webp/124458146.webp
سپردن
صاحب‌ها سگ‌هایشان را برای پیاده‌روی به من می‌سپارند.
cms/verbs-webp/100011426.webp
تاثیر گذاردن
خود را تحت تاثیر دیگران قرار ندهید!
cms/verbs-webp/100965244.webp
نگاه کردن
او به دره پایین نگاه می‌کند.