لغت
استونيايی – تمرین افعال
بریدن
موسس موهای او را میبرد.
رها کردن
هیچ کس نمیخواهد او را در مقابل صف اسوپرمارکت رها کند.
وارد کردن
لطفاً الان کد را وارد کنید.
پرتاب کردن
او توپ را به سبد پرت میکند.
دادن
پدر میخواهد به پسرش پول اضافی بدهد.
تصور کردن
او هر روز چیزی جدید تصور میکند.
فعال کردن
دود، زنگار را فعال کرد.
به خوبی دیدن
من با عینک جدیدم همه چیز را به خوبی میبینم.
ناراحت شدن
او ناراحت میشود زیرا او همیشه خر خر میکند.
باز زنگ زدن
لطفاً فردا به من باز زنگ بزنید.
اشتباه کردن
با دقت فکر کن تا اشتباه نکنی!