omezit
Ploty omezují naši svobodu.
محدود کردن
حصارها آزادی ما را محدود میکنند.
vařit
Co dnes vaříš?
پختن
امروز چه میپزید؟
vytočit
Vzala telefon a vytočila číslo.
شماره گرفتن
او تلفن را برداشت و شماره را وارد کرد.
vzrušit
Krajina ho vzrušila.
هیجان زدن
منظره او را هیجان زده کرد.
rozhodnout se
Nemůže se rozhodnout, jaké boty si obout.
تصمیم گرفتن
او نمیتواند تصمیم بگیرد که کدام کفش را بپوشد.
preferovat
Naše dcera nečte knihy; preferuje svůj telefon.
ترجیح دادن
دختر ما کتاب نمیخواند؛ او تلفن خود را ترجیح میدهد.
sebrat
Musíme sebrat všechna jablka.
جمع کردن
ما باید تمام سیبها را جمع کنیم.
odkazovat
Učitel odkazuje na příklad na tabuli.
اشاره کردن
معلم به مثال روی تخته اشاره میکند.
zastupovat
Advokáti zastupují své klienty u soudu.
نمایندگی کردن
وکلاء موکلان خود را در دادگاه نمایندگی میکنند.
přespat
Chtějí si konečně jednu noc přespat.
خوابیدن
آنها میخواهند بالاخره یک شب به خواب بروند.
srazit
Vlak srazil auto.
زدن
قطار به ماشین زد.
kritizovat
Šéf kritizuje zaměstnance.
انتقاد کردن
رئیس از کارمند انتقاد میکند.