لغت
اسلونیایی – تمرین افعال
پخش کردن
او بازوهایش را به گستره میپاشد.
دروغ گفتن
گاهی اوقات در شرایط اضطراری باید دروغ گفت.
شنیدن
من نمیتوانم شما را بشنوم!
دویدن
او هر صبح روی ساحل میدود.
خواندن
من بدون عینک نمیتوانم بخوانم.
تنظیم کردن
شما باید ساعت را تنظیم کنید.
گزارش دادن به
همه سرنشینان به کاپیتان گزارش میدهند.
سیگار کشیدن
او یک پیپ سیگار میکشد.
برخاستن
متاسفانه هواپیمای او بدون او برخاسته است.
بلند کردن
مادر نوزاد خود را بلند میکند.
به اشتراک گذاشتن
ما باید یاد بگیریم ثروتمان را به اشتراک بگذاریم.