لغت
ترکی استانبولی – تمرین افعال
همراه آوردن
او همیشه برای او گل میآورد.
پوشاندن
او نان را با پنیر پوشانده است.
وارد شدن
مترو تازه به ایستگاه وارد شده است.
بازی کردن
کودک ترجیح میدهد تنها بازی کند.
خوش گذراندن
ما در پارک تفریحی خیلی خوش گذشت!
برخاستن
هواپیما تازه برخاسته است.
پیدا کردن
من یک قارچ زیبا پیدا کردم!
با کسی حرف زدن
کسی باید با او حرف بزند؛ او خیلی تنها است.
عادت کردن
کودکان باید به مسواک زدن عادت کنند.
گپ زدن
آنها با یکدیگر گپ میزنند.
مرتب کردن
او دوست دارد تمبرهای خود را مرتب کند.