لغت
بوسنیایی – تمرین افعال
بردن
او تلاش میکند در شطرنج ببرد.
دویدن
ورزشکار در حال آمادهشدن برای دویدن است.
نوشتن
او یک نامه مینویسد.
غذا دادن
بچهها به اسب غذا میدهند.
قبول کردن
بعضی از مردم نمیخواهند حقیقت را قبول کنند.
باز کردن
پسرمان همه چیزها را باز میکند!
تحویل دادن
فرد تحویل کننده غذا را میآورد.
کم کار کردن
ساعت چند دقیقه کم کار میکند.
لغو شدن
پرواز لغو شده است.
کار کردن
او بهتر از مردی کار میکند.
اول آمدن
سلامتی همیشه اول است!