يحضر
الكلب يحضر الكرة من الماء.
yahdur
alkalb yahdur alkurat min alma‘i.
آوردن
سگ توپ را از آب میآورد.
حفظ
أطفالي قد حفظوا مالهم بأنفسهم.
hifz
‘atfali qad hafizuu malahum bi‘anfusihim.
ذخیره کردن
بچههای من پول خودشان را ذخیره کردهاند.
تستهلك
هي تستهلك قطعة كعكة.
tastahlik
hi tastahlik qiteat kaeikati.
مصرف کردن
او یک قطعه کیک مصرف میکند.
استثمر
فيما يجب أن نستثمر أموالنا؟
aistuthmir
fima yajib ‘an nastathmir ‘amwalnaa?
سرمایهگذاری کردن
ما باید پول خود را در کجا سرمایهگذاری کنیم؟
يبني
الأطفال يبنون برجًا طويلًا.
yabni
al‘atfal yabnun brjan twylan.
ساختن
بچهها یک برج بلند میسازند.
ضرب
تم ضرب الدراج.
darb
tama darb aldaraji.
زدن
دوچرخهسوار زده شد.
تصافح
أنهوا مشاجرتكم وتصافحوا أخيرًا!
tusafuh
‘anhawa mushajaratakum watusafahuu akhyran!
سازگار شدن
دعوات خود را پایان دهید و سرانجام با هم سازگار شوید!
رمى بعيدا
داس على قشرة موز تم رميها.
rumaa baeidan
das ealaa qishrat mawz tama ramyiha.
دور انداختن
او روی پوست موزی که دور انداخته شده است قدم میزند.
تتصل
الفتاة تتصل بصديقتها.
tatasil
alfatat tatasil bisadiqitiha.
زنگ زدن
دختر دارد به دوستش زنگ میزند.
بدأ
المدرسة تبدأ للأطفال الآن.
bada
almadrasat tabda lil‘atfal alan.
شروع کردن
مدرسه تازه برای بچهها شروع شده است.
سافر حول
لقد سافرت كثيرًا حول العالم.
safir hawl
laqad safart kthyran hawl alealami.
سفر کردن در
من در سراسر جهان زیاد سفر کردهام.
كذب
أحيانًا يجب الكذب في حالات الطوارئ.
kadhib
ahyanan yajib alkadhib fi halat altawarii.
دروغ گفتن
گاهی اوقات در شرایط اضطراری باید دروغ گفت.