لغت
یادگیری افعال – کاتالان
mirar
Tothom està mirant els seus telèfons.
نگاه کردن
همه به تلفنهای خود نگاه میکنند.
agrair
Ell li va agrair amb flors.
تشکر کردن
او با گل از او تشکر کرد.
penjar
Tots dos pengen d’una branca.
آویختن
هر دو بر روی شاخ آویختهاند.
cobrir-se
El nen es cobreix.
پوشاندن
کودک خود را میپوشاند.
arribar
L’avió ha arribat a temps.
رسیدن
هواپیما به موقع رسیده است.
sospitar
Ell sospita que és la seva nòvia.
مظنون شدن
او مظنون است که دوست دختر او است.
mirar avall
Podia mirar la platja des de la finestra.
نگاه کردن
من میتوانستم از پنجره به ساحل نگاه کنم.
mentir
Ell va mentir a tothom.
دروغ گفتن
او به همه دروغ گفت.
practicar
La dona practica ioga.
تمرین کردن
زن یوگا تمرین میکند.
pujar
Ell puja el paquet per les escales.
بالا آوردن
او بسته را به طرف پلهها میبرد.
estar situat
Allà hi ha el castell - està just davant!
دراز کشیدن
قلعه در آنجا است - دقیقاً مقابل است!