لغت
یادگیری افعال – اسپرانتو
malsupreniri
Li malsupreniras la ŝtuparon.
پایین رفتن
او پایین پلهها میرود.
mortigi
La bakterioj estis mortigitaj post la eksperimento.
کُشتن
باکتریها بعد از آزمایش کُشته شدند.
faciligi
Ferioj faciligas la vivon.
آسان کردن
تعطیلات زندگی را آسانتر میکند.
ĉirkaŭiri
Ili ĉirkaŭiras la arbon.
دور زدن
آنها دور درخت میروند.
perdiĝi
Mia ŝlosilo perdiĝis hodiaŭ!
گم شدن
کلید من امروز گم شده!
atendi
Ni ankoraŭ devas atendi dum monato.
انتظار کشیدن
ما هنوز باید یک ماه صبر کنیم.
manki
Lin tre mankas sia koramikino.
دلتنگ شدن
او به دوست دخترش خیلی دلتنگ است.
akompani
Mia koramikino ŝatas akompani min dum aĉetado.
همراهی کردن
دوست دخترم دوست دارد همراه من به خرید بیاید.
klarigi
Avo klarigas la mondon al sia nepo.
توضیح دادن
پدربزرگ به نوهاش دنیا را توضیح میدهد.
translokiĝi
Niaj najbaroj translokiĝas.
جابجا شدن
همسایههای ما دارند جابجا میشوند.
enporti
Oni ne devus enporti botojn en la domon.
وارد کردن
نباید چیزا به خانه بیاوریم.