لغت
یادگیری افعال – نیورسک
bruke
Ho brukte all pengane sine.
خرج کردن
او همه پول خود را خرج کرد.
gå rundt
Du må gå rundt dette treet.
دور زدن
شما باید از این درخت دور بزنید.
melde
Ho melder skandalen til venninna si.
گزارش دادن
او اسکندال را به دوستش گزارش داد.
blande
Ho blandar ein fruktjuice.
مخلوط کردن
او یک آب میوه مخلوط میکند.
overkomme
Idrettsutøvarane overkom fossen.
غلبه کردن
ورزشکاران بر آبشار غلبه کردند.
danse
Dei dansar tango i kjærleik.
رقصیدن
آنها با عشق یک تانگو را میرقصند.
lette
Ein ferie gjer livet lettare.
آسان کردن
تعطیلات زندگی را آسانتر میکند.
beskytte
Ein hjelm skal beskytte mot ulykker.
محافظت کردن
یک کلاه باید از تصادفها محافظت کند.
ringe
Jenta ringer venninna si.
زنگ زدن
دختر دارد به دوستش زنگ میزند.
motta
Han mottar ein god pensjon i alderdommen.
دریافت کردن
او در سنین پیری بازنشستگی خوبی دریافت میکند.
løyse
Detektiven løyser saka.
حل کردن
کارآگاه پرونده را حل کرده است.