لغت
یادگیری افعال – پرتغالی (PT)
contar
Ela conta as moedas.
شمردن
او سکهها را میشمارد.
melhorar
Ela quer melhorar sua figura.
بهبود بخشیدن
او میخواهد به فیگور خود بهبود ببخشد.
trabalhar em
Ele tem que trabalhar em todos esses arquivos.
کار کردن روی
او باید روی تمام این پروندهها کار کند.
expressar-se
Ela quer se expressar para sua amiga.
صحبت کردن
او میخواهد با دوست خود صحبت کند.
devolver
O aparelho está com defeito; o vendedor precisa devolvê-lo.
پس گرفتن
دستگاه نقص دارد؛ فروشنده باید آن را پس بگیرد.
chegar
Ele chegou na hora certa.
رسیدن
او دقیقاً به موقع رسید.
visitar
Uma velha amiga a visita.
دیدن
یک دوست قدیمی او را میبیند.
pedir
Ela pede café da manhã para si mesma.
سفارش دادن
او برای خودش صبحانه سفارش داد.
conhecer
Ela conhece muitos livros quase de cor.
دانستن
او زیادی از کتابها را تقریباً حفظ میداند.
anotar
Você precisa anotar a senha!
یادداشت کردن
شما باید رمز عبور را یادداشت کنید!
levantar-se
Ela não consegue mais se levantar sozinha.
ایستادن
او دیگر نمیتواند به تنهایی بایستد.