لغت
یادگیری افعال – ليتوانيايی
padėti
Visi padeda pastatyti palapinę.
کمک کردن
همه به نصب چادر کمک میکنند.
bankrutuoti
Verslas greičiausiai netrukus bankrutuos.
ورشکست شدن
تجارت احتمالاً به زودی ورشکست میشود.
pabėgti
Mūsų katė pabėgo.
فرار کردن
گربه ما فرار کرد.
žinoti
Ji beveik išmintimi žino daug knygų.
دانستن
او زیادی از کتابها را تقریباً حفظ میداند.
išeiti
Vaikai pagaliau nori išeiti laukan.
بیرون رفتن
بچهها سرانجام میخواهند بیرون بروند.
pirkti
Jie nori pirkti namą.
خریدن
آنها میخواهند یک خانه بخرند.
apsaugoti
Mama apsaugo savo vaiką.
محافظت کردن
مادر از فرزند خود محافظت میکند.
grįžti
Jis negali grįžti vienas.
برگشتن
او نمیتواند به تنهایی برگردد.
liepti
Jis liepia savo šuniui.
فرمان دادن
او به سگش فرمان میدهد.
pradėti bėgti
Sportininkas ketina pradėti bėgti.
دویدن
ورزشکار در حال آمادهشدن برای دویدن است.
išvaryti
Vienas gulbė išvaro kitą.
دور کردن
یک قو بقیهی قوها را دور میزند.