لغت
یادگیری افعال – انگلیسی (UK)
run away
Some kids run away from home.
فرار کردن
بعضی بچهها از خانه فرار میکنند.
push
They push the man into the water.
هل دادن
آنها مرد را به آب هل میدهند.
fight
The athletes fight against each other.
مبارزه کردن
ورزشکاران با یکدیگر مبارزه میکنند.
stand
She can’t stand the singing.
تحمل کردن
او نمیتواند آواز خوانی را تحمل کند.
cover
She covers her face.
پوشاندن
او صورت خود را میپوشاند.
bring
The messenger brings a package.
آوردن
پیک یک بسته میآورد.
quit
I want to quit smoking starting now!
ترک کردن
من میخواهم از هماکنون سیگار را ترک کنم!
open
The safe can be opened with the secret code.
باز کردن
گاوصندوق با کد رمز میتواند باز شود.
tell
I have something important to tell you.
گفتن
من چیز مهمی دارم که به تو بگویم.
introduce
Oil should not be introduced into the ground.
وارد کردن
نباید روغن را در زمین وارد کرد.
delight
The goal delights the German soccer fans.
شاد کردن
گل باعث شادی طرفداران فوتبال آلمان شده است.