لغت
یادگیری افعال – دانمارکی
lykkes
Det lykkedes ikke denne gang.
موفق شدن
اینبار موفق نشد.
minde
Computeren minder mig om mine aftaler.
یادآوری کردن
رایانه به من قرارهایم را یادآوری میکند.
flytte
Min nevø flytter.
حرکت کردن
برادرزادهام حرکت میکند.
kommentere
Han kommenterer på politik hver dag.
نظر دادن
او هر روز در مورد سیاست نظر میدهد.
importere
Mange varer importeres fra andre lande.
وارد کردن
بسیاری از کالاها از کشورهای دیگر وارد میشوند.
drive
Cowboysene driver kvæget med heste.
راندن
گلهداران با اسبها گاوها را میرانند.
forenkle
Man skal forenkle komplicerede ting for børn.
ساده کردن
شما باید چیزهای پیچیده را برای کودکان ساده کنید.
beskytte
En hjelm skal beskytte mod ulykker.
محافظت کردن
یک کلاه باید از تصادفها محافظت کند.
skifte
Lyset skiftede til grønt.
تغییر کردن
چراغ به سبز تغییر کرد.
beskytte
Moderen beskytter sit barn.
محافظت کردن
مادر از فرزند خود محافظت میکند.
luge ud
Ukrudt skal luges ud.
بیرون کشیدن
علفهای هرز باید بیرون کشیده شوند.