لغت
یادگیری افعال – پرتغالی (BR)
pensar
Ela sempre tem que pensar nele.
فکر کردن
او همیشه باید به او فکر کند.
limpar
Ela limpa a cozinha.
تمیز کردن
او آشپزخانه را تمیز میکند.
servir
Cães gostam de servir seus donos.
خدمت کردن
سگها دوست دارند به صاحبان خود خدمت کنند.
consumir
Ela consome um pedaço de bolo.
مصرف کردن
او یک قطعه کیک مصرف میکند.
empurrar
O carro parou e teve que ser empurrado.
هل دادن
خودرو متوقف شد و باید هل داده شود.
mudar-se
Meu sobrinho está se mudando.
حرکت کردن
برادرزادهام حرکت میکند.
permitir
O pai não permitiu que ele usasse seu computador.
اجازه دادن
پدر به او اجازه استفاده از کامپیوتر خود را نداد.
perder
Espere, você perdeu sua carteira!
گم کردن
صبر کن، کیف پولت را گم کردهای!
casar
Menores de idade não são permitidos se casar.
ازدواج کردن
کودکان اجازه ازدواج ندارند.
trabalhar em
Ele tem que trabalhar em todos esses arquivos.
کار کردن روی
او باید روی تمام این پروندهها کار کند.
nomear
Quantos países você pode nomear?
نام بردن
چند کشور میتوانی نام ببری؟