لغت
یادگیری افعال – انگلیسی (UK)
run away
Some kids run away from home.
فرار کردن
بعضی بچهها از خانه فرار میکنند.
cover
The child covers itself.
پوشاندن
کودک خود را میپوشاند.
sign
He signed the contract.
امضاء کردن
او قرارداد را امضاء کرد.
evaluate
He evaluates the performance of the company.
ارزیابی کردن
او عملکرد شرکت را ارزیابی میکند.
destroy
The files will be completely destroyed.
نابود کردن
فایلها کاملاً نابود خواهند شد.
need
I’m thirsty, I need water!
نیاز داشتن
من تشنهام، نیاز به آب دارم!
take out
I take the bills out of my wallet.
بیرون آوردن
من قبضها را از کیف پولم بیرون میآورم.
Books and newspapers are being printed.
چاپ کردن
کتابها و روزنامهها چاپ میشوند.
feel
He often feels alone.
احساس کردن
او اغلب احساس تنهایی میکند.
appear
A huge fish suddenly appeared in the water.
ظاهر شدن
ناگهان یک ماهی بزرگ در آب ظاهر شد.
dial
She picked up the phone and dialed the number.
شماره گرفتن
او تلفن را برداشت و شماره را وارد کرد.