لغت
یادگیری افعال – فرانسوی
heurter
Le cycliste a été heurté.
زدن
دوچرخهسوار زده شد.
emporter
Le camion poubelle emporte nos ordures.
دور انداختن
کامیون زباله آشغال ما را دور میاندازد.
ouvrir
Le coffre-fort peut être ouvert avec le code secret.
باز کردن
گاوصندوق با کد رمز میتواند باز شود.
noter
Elle veut noter son idée d’entreprise.
یادداشت کردن
او میخواهد ایده تجاری خود را یادداشت کند.
retrouver son chemin
Je ne peux pas retrouver mon chemin.
بازگشتن
من نمیتوانم راه بازگشت را پیدا کنم.
dire
J’ai quelque chose d’important à te dire.
گفتن
من چیز مهمی دارم که به تو بگویم.
couvrir
L’enfant se couvre.
پوشاندن
کودک خود را میپوشاند.
connecter
Ce pont connecte deux quartiers.
وصل کردن
این پل دو محله را به هم وصل میکند.
croire
Beaucoup de gens croient en Dieu.
باور کردن
بسیاری از مردم به خدا باور دارند.
mesurer
Cet appareil mesure combien nous consommons.
مصرف کردن
این دستگاه میزان مصرف ما را اندازهگیری میکند.
laisser entrer
On ne devrait jamais laisser entrer des inconnus.
وارد کردن
نباید هرگز به ناشناختهها اجازه ورود دهید.