لغت
یادگیری افعال – انگلیسی (US)
serve
The chef is serving us himself today.
خدمت کردن
آشپز امروز خودش به ما خدمت میکند.
kiss
He kisses the baby.
بوسیدن
او نوزاد را میبوسد.
live
We lived in a tent on vacation.
زندگی کردن
ما در تعطیلات در یک چادر زندگی کردیم.
take over
The locusts have taken over.
تصاحب کردن
ملخها تصاحب کردهاند.
drive
The cowboys drive the cattle with horses.
راندن
گلهداران با اسبها گاوها را میرانند.
save
The girl is saving her pocket money.
ذخیره کردن
دختر در حال ذخیره کردن پول جیبی خود است.
ask
He asked for directions.
پرسیدن
او راه را پرسید.
mix
Various ingredients need to be mixed.
مخلوط کردن
چندین مواد خوراکی نیاز دارند تا مخلوط شوند.
study
The girls like to study together.
مطالعه کردن
دخترها دوست دارند با هم مطالعه کنند.
serve
Dogs like to serve their owners.
خدمت کردن
سگها دوست دارند به صاحبان خود خدمت کنند.
mix
She mixes a fruit juice.
مخلوط کردن
او یک آب میوه مخلوط میکند.