لغت
یادگیری افعال – پرتغالی (PT)
controlar-se
Não posso gastar muito dinheiro; preciso me controlar.
خودداری کردن
نمیتوانم پول زیادی خرج کنم؛ باید خودداری کنم.
falar
Ele fala para seu público.
صحبت کردن
او با مخاطبان خود صحبت میکند.
cantar
As crianças cantam uma música.
خواندن
کودکان یک ترانه میخوانند.
receber
Ele recebe uma boa pensão na velhice.
دریافت کردن
او در سنین پیری بازنشستگی خوبی دریافت میکند.
deixar
Ela deixa sua pipa voar.
اجازه دادن
او برای بادکنک خود اجازه پرواز میدهد.
olhar para trás
Ela olhou para mim e sorriu.
نگاه کردن
او به من نگاه کرد و لبخند زد.
pensar
Ela sempre tem que pensar nele.
فکر کردن
او همیشه باید به او فکر کند.
fechar
Você deve fechar a torneira bem apertado!
بستن
شما باید شیر آب را به شدت ببندید!
combater
O corpo de bombeiros combate o fogo pelo ar.
مبارزه کردن
اداره آتشنشانی آتش را از هوا مبارزه میکند.
recompensar
Ele foi recompensado com uma medalha.
پاداش دادن
او با یک مدال پاداش داده شد.
decidir por
Ela decidiu por um novo penteado.
تصمیم گرفتن
او به مدل موی جدیدی تصمیم گرفته است.