لغت
یادگیری افعال – پرتغالی (PT)
olhar para baixo
Ela olha para o vale abaixo.
نگاه کردن
او به دره پایین نگاه میکند.
cobrir
A criança se cobre.
پوشاندن
کودک خود را میپوشاند.
cortar
As formas precisam ser recortadas.
برش زدن
باید شکلها را برش بزنید.
deixar
Ela me deixou uma fatia de pizza.
گذاشتن
او برای من یک قاچ نان پیتزا گذاشت.
errar
Ele errou o prego e se machucou.
زخمی کردن
او میخ را از دست داد و خودش را زخمی کرد.
impressionar
Isso realmente nos impressionou!
تحت تاثیر قرار دادن
این واقعاً ما را تحت تاثیر قرار داد!
deixar entrar
Nunca se deve deixar estranhos entrar.
وارد کردن
نباید هرگز به ناشناختهها اجازه ورود دهید.
desistir
Chega, estamos desistindo!
ترک کردن
کافی است، ما داریم ترک میکنیم!
mencionar
O chefe mencionou que vai demiti-lo.
ذکر کردن
رئیس ذکر کرد که او را اخراج خواهد کرد.
dever
Ele deve descer aqui.
باید
او باید از اینجا پیاده شود.
lembrar
O computador me lembra dos meus compromissos.
یادآوری کردن
رایانه به من قرارهایم را یادآوری میکند.