لغت
لهستانی – تمرین افعال
پرتاب کردن به
آنها توپ را به یکدیگر پرت میکنند.
خش خش کردن
برگها زیر پاهای من خش خش میکنند.
فرستادن
این بسته به زودی فرستاده میشود.
باز کردن
کودک هدیهاش را باز میکند.
غذا دادن
بچهها به اسب غذا میدهند.
نابینا شدن
مردی با نشانها نابینا شده است.
سفر کردن
او دوست دارد سفر کند و بسیاری از کشورها را دیده است.
کار کردن
موتورسیکلت خراب است؛ دیگر کار نمیکند.
گزارش دادن به
همه سرنشینان به کاپیتان گزارش میدهند.
وارد شدن
شما باید با رمز عبور خود وارد شوید.
بازگرداندن
مادر دختر را به خانه باز میگرداند.