لغت
زبان کرهای – تمرین افعال
پوشاندن
او نان را با پنیر پوشانده است.
دور انداختن
او روی پوست موزی که دور انداخته شده است قدم میزند.
ساختن
چه کسی زمین را ساخته است؟
وابسته بودن
او نابینا است و به کمک بیرونی وابسته است.
شروع کردن
آنها طلاق خود را شروع خواهند کرد.
شنا کردن
او به طور منظم شنا میزند.
قدم زدن
نباید از این مسیر قدم زد.
نابینا شدن
مردی با نشانها نابینا شده است.
تحویل دادن
سگ من یک کبوتر به من تحویل داد.
زدن
دوچرخهسوار زده شد.
تصور کردن
او هر روز چیزی جدید تصور میکند.