gå tilbake
Han kan ikke gå tilbake alene.
برگشتن
او نمیتواند به تنهایی برگردد.
melde
Den som vet noe, kan melde seg i klassen.
صحبت کردن
هر که چیزی میداند میتواند در کلاس صحبت کند.
plukke ut
Hun plukker ut et nytt par solbriller.
انتخاب کردن
او یک عینک آفتابی جدید انتخاب میکند.
forstå
Man kan ikke forstå alt om datamaskiner.
فهمیدن
نمیتوان همه چیزها در مورد کامپیوترها را فهمید.
håpe
Mange håper på en bedre fremtid i Europa.
امیدوار بودن
بسیاری امیدوارند که در اروپا آینده بهتری داشته باشند.
snu
Hun snur kjøttet.
چرخاندن
او گوشت را چرخاند.
svare
Hun svarer alltid først.
پاسخ دادن
او همیشه اولین پاسخ را میدهد.
bevege
Det er sunt å bevege seg mye.
حرکت کردن
حرکت کردن زیاد سالم است.
klippe
Frisøren klipper håret hennes.
بریدن
موسس موهای او را میبرد.
gå ut
Jentene liker å gå ut sammen.
بیرون رفتن
دخترها دوست دارند با هم بیرون بروند.
rette
Læreren retter studentenes essay.
اصلاح کردن
معلم مقالات دانشآموزان را اصلاح میکند.
diskutere
Kollegaene diskuterer problemet.
بحران کردن
همکاران مشکل را بحران میکنند.