لغت
انگلیسی (UK) – تمرین افعال
فهمیدن
من نمیتوانم شما را بفهمم!
انتقاد کردن
رئیس از کارمند انتقاد میکند.
راه یافتن
من میتوانم خوب در یک هزارتو مسیر بیابم.
راهنمایی کردن
این دستگاه ما را راهنمایی میکند.
شروع کردن
کوهنوردان در اوایل صبح شروع کردند.
دیدن
یک دوست قدیمی او را میبیند.
فروختن
تاجران بسیار کالا میفروشند.
پیچیدن به
آنها به یکدیگر پیچیدهاند.
توافق کردن
آنها توافق کردند تا قرارداد را امضاء کنند.
برداشتن
او چیزی را از روی زمین میبرد.
بیرون دویدن
او با کفشهای جدید بیرون میدود.