لغت
دانمارکی – تمرین افعال
غنی کردن
ادویهها غذای ما را غنی میکنند.
رانده شدن
متاسفانه هنوز بسیاری از حیوانات توسط ماشینها رانده میشوند.
صحبت کردن
او میخواهد با دوست خود صحبت کند.
بالا آوردن
او بسته را به طرف پلهها میبرد.
وارد کردن
نباید چیزا به خانه بیاوریم.
گذشتن
قطار از کنار ما میگذرد.
بالا کشیدن
هلیکوپتر دو مرد را بالا میکشد.
محافظت کردن
یک کلاه باید از تصادفها محافظت کند.
راندن
گلهداران با اسبها گاوها را میرانند.
همراهی کردن
سگ با آنها همراهی میکند.
جمع کردن
کودک از مهدکودک جمع میشود.