لغت
اندونزيايی – تمرین افعال
منقرض شدن
بسیاری از حیوانات امروز منقرض شدهاند.
نشستن
او در غروب آفتاب کنار دریا مینشیند.
متقاعد کردن
او اغلب باید دخترش را برای خوردن متقاعد کند.
کشیدن
او سورتمه را میکشد.
بررسی کردن
او بررسی میکند که چه کسی در آنجا زندگی میکند.
شنا کردن
او به طور منظم شنا میزند.
دروغ گفتن
او به همه دروغ گفت.
توقف کردن
پلیسزن ماشین را متوقف میکند.
ذکر کردن
رئیس ذکر کرد که او را اخراج خواهد کرد.
در اختیار داشتن
کودکان فقط پول جیبی را در اختیار دارند.
پایین رفتن
هواپیما بر فراز اقیانوس پایین میآید.