لغت
ليتوانيايی – تمرین افعال
با هم زندگی کردن
این دو قرار است به زودی با هم زندگی کنند.
تحویل دادن
او پیتزا به خانهها تحویل میدهد.
سوزاندن
آتش بخش زیادی از جنگل را خواهد سوزاند.
فرمان دادن
او به سگش فرمان میدهد.
آسیب دیدن
در تصادف، دو ماشین آسیب دیدند.
استخدام کردن
متقاضی استخدام شد.
بریدن
موسس موهای او را میبرد.
مطالعه کردن
دخترها دوست دارند با هم مطالعه کنند.
جای دادن
بسیاری از خانههای قدیمی باید به خانههای جدید جای بدهند.
مرتب کردن
او دوست دارد تمبرهای خود را مرتب کند.
ضمانت کردن
بیمه در موارد تصادف محافظت را ضمانت میکند.