لغت
یادگیری افعال – انگلیسی (UK)
cover
She covers her hair.
پوشاندن
او موهای خود را میپوشاند.
trigger
The smoke triggered the alarm.
فعال کردن
دود، زنگار را فعال کرد.
get along
End your fight and finally get along!
سازگار شدن
دعوات خود را پایان دهید و سرانجام با هم سازگار شوید!
let
She lets her kite fly.
اجازه دادن
او برای بادکنک خود اجازه پرواز میدهد.
explain
She explains to him how the device works.
توضیح دادن
او به او توضیح میدهد چگونه دستگاه کار میکند.
talk to
Someone should talk to him; he’s so lonely.
با کسی حرف زدن
کسی باید با او حرف بزند؛ او خیلی تنها است.
demand
He is demanding compensation.
خواستن
او خسارت میخواهد.
let in front
Nobody wants to let him go ahead at the supermarket checkout.
رها کردن
هیچ کس نمیخواهد او را در مقابل صف اسوپرمارکت رها کند.
pay attention
One must pay attention to the road signs.
توجه کردن
باید به علایم جاده توجه کرد.
stand up
She can no longer stand up on her own.
ایستادن
او دیگر نمیتواند به تنهایی بایستد.
pick
She picked an apple.
چیدن
او یک سیب چید.