لغت
یادگیری افعال – آلمانی
begreifen
Man kann nicht alles über Computer begreifen.
فهمیدن
نمیتوان همه چیزها در مورد کامپیوترها را فهمید.
bevorstehen
Eine Katastrophe steht bevor.
نزدیک بودن
یک فاجعه نزدیک است.
erklären
Opa erklärt dem Enkel die Welt.
توضیح دادن
پدربزرگ به نوهاش دنیا را توضیح میدهد.
lauschen
Sie lauscht und hört einen Ton.
گوش دادن
او گوش میدهد و یک صدا میشنود.
vorbringen
Wie oft muss ich dieses Argument noch vorbringen?
مطرح کردن
چند بار باید این استدلال را مطرح کنم؟
verhüllen
Sie verhüllt ihr Gesicht.
پوشاندن
او صورت خود را میپوشاند.
sich ekeln
Sie ekelt sich vor Spinnen.
تنفر داشتن
او از عناکبوت تنفر دارد.
fortfahren
Der Müllwagen fährt unseren Müll fort.
دور انداختن
کامیون زباله آشغال ما را دور میاندازد.
sortieren
Er sortiert gern seine Briefmarken.
مرتب کردن
او دوست دارد تمبرهای خود را مرتب کند.
sich setzen
Sie setzt sich beim Sonnenuntergang ans Meer.
نشستن
او در غروب آفتاب کنار دریا مینشیند.
lehren
Er lehrt Geografie.
آموزش دادن
او جغرافیا میآموزد.