لغت
یادگیری افعال – پرتغالی (BR)
dispor
Crianças só têm mesada à sua disposição.
در اختیار داشتن
کودکان فقط پول جیبی را در اختیار دارند.
atropelar
Um ciclista foi atropelado por um carro.
رانده شدن
یک دوچرخهسوار توسط یک ماشین رانده شد.
punir
Ela puniu sua filha.
مجازات کردن
او دخترش را مجازات کرد.
mudar
Muita coisa mudou devido à mudança climática.
تغییر کردن
به خاطر تغییرات اقلیمی، بسیار چیزها تغییر کرده است.
tocar
Ele a tocou ternamente.
لمس کردن
او به طور محبتآمیز به او لمس میکند.
sentir
Ele frequentemente se sente sozinho.
احساس کردن
او اغلب احساس تنهایی میکند.
comer
O que queremos comer hoje?
خوردن
امروز چه میخواهیم بخوریم؟
acontecer
Um acidente aconteceu aqui.
اتفاق افتادن
یک تصادف در اینجا رخ داده است.
contratar
O candidato foi contratado.
استخدام کردن
متقاضی استخدام شد.
passar por
O gato pode passar por este buraco?
عبور کردن
آیا گربه میتواند از این سوراخ عبور کند؟
precisar
Você precisa de um macaco para trocar um pneu.
نیاز داشتن
تو برای تغییر تایر به یک وینچ نیاز داری.