لغت
یادگیری افعال – فرانسوی
initier
Ils vont initier leur divorce.
شروع کردن
آنها طلاق خود را شروع خواهند کرد.
se promener
La famille se promène le dimanche.
قدم زدن
خانواده در روزهای یکشنبه قدم میزند.
laisser intact
La nature a été laissée intacte.
دست نزدن
طبیعت دست نزده ماند.
écouter
Elle écoute et entend un son.
گوش دادن
او گوش میدهد و یک صدا میشنود.
utiliser
Même les petits enfants utilisent des tablettes.
استفاده کردن
حتی کودکان کوچک هم از تبلت استفاده میکنند.
détester
Les deux garçons se détestent.
نفرت داشتن
این دو پسر از یکدیگر نفرت دارند.
étudier
Il y a beaucoup de femmes qui étudient à mon université.
مطالعه کردن
زنان زیادی در دانشگاه من مطالعه میکنند.
espérer
Beaucoup espèrent un avenir meilleur en Europe.
امیدوار بودن
بسیاری امیدوارند که در اروپا آینده بهتری داشته باشند.
nager
Elle nage régulièrement.
شنا کردن
او به طور منظم شنا میزند.
sonner
Sa voix sonne fantastique.
صدا دادن
صدای او فوقالعاده است.
soulever
La mère soulève son bébé.
بلند کردن
مادر نوزاد خود را بلند میکند.