لغت

یادگیری افعال – انگلیسی (UK)

cms/verbs-webp/95190323.webp
vote
One votes for or against a candidate.
رای دادن
افراد به یک نامزد برای یا علیه او رای می‌دهند.
cms/verbs-webp/115153768.webp
see clearly
I can see everything clearly through my new glasses.
به خوبی دیدن
من با عینک جدیدم همه چیز را به خوبی می‌بینم.
cms/verbs-webp/111750395.webp
go back
He can’t go back alone.
برگشتن
او نمی‌تواند به تنهایی برگردد.
cms/verbs-webp/125884035.webp
surprise
She surprised her parents with a gift.
متعجب کردن
او والدین خود را با یک هدیه متعجب کرد.
cms/verbs-webp/120762638.webp
tell
I have something important to tell you.
گفتن
من چیز مهمی دارم که به تو بگویم.
cms/verbs-webp/84850955.webp
change
A lot has changed due to climate change.
تغییر کردن
به خاطر تغییرات اقلیمی، بسیار چیزها تغییر کرده است.
cms/verbs-webp/66441956.webp
write down
You have to write down the password!
یادداشت کردن
شما باید رمز عبور را یادداشت کنید!
cms/verbs-webp/113577371.webp
bring in
One should not bring boots into the house.
وارد کردن
نباید چیزا به خانه بیاوریم.
cms/verbs-webp/86064675.webp
push
The car stopped and had to be pushed.
هل دادن
خودرو متوقف شد و باید هل داده شود.
cms/verbs-webp/106608640.webp
use
Even small children use tablets.
استفاده کردن
حتی کودکان کوچک هم از تبلت استفاده می‌کنند.
cms/verbs-webp/115172580.webp
prove
He wants to prove a mathematical formula.
اثبات کردن
او می‌خواهد یک فرمول ریاضی را اثبات کند.
cms/verbs-webp/122394605.webp
change
The car mechanic is changing the tires.
تغییر دادن
مکانیکی تایرها را تغییر می‌دهد.