لغت
یادگیری افعال – انگلیسی (UK)
go back
He can’t go back alone.
برگشتن
او نمیتواند به تنهایی برگردد.
want to leave
She wants to leave her hotel.
خواستن ترک کردن
او میخواهد هتل خود را ترک کند.
reply
She always replies first.
پاسخ دادن
او همیشه اولین پاسخ را میدهد.
ignore
The child ignores his mother’s words.
نادیده گرفتن
کودک سخنان مادرش را نادیده میگیرد.
correct
The teacher corrects the students’ essays.
اصلاح کردن
معلم مقالات دانشآموزان را اصلاح میکند.
jump around
The child is happily jumping around.
پریدن
کودک با شادی دارد میپرد.
run over
Unfortunately, many animals are still run over by cars.
رانده شدن
متاسفانه هنوز بسیاری از حیوانات توسط ماشینها رانده میشوند.
receive
He receives a good pension in old age.
دریافت کردن
او در سنین پیری بازنشستگی خوبی دریافت میکند.
practice
The woman practices yoga.
تمرین کردن
زن یوگا تمرین میکند.
drive back
The mother drives the daughter back home.
بازگرداندن
مادر دختر را به خانه باز میگرداند.
lie to
He lied to everyone.
دروغ گفتن
او به همه دروغ گفت.