لغت
یادگیری افعال – فرانسوی
mélanger
Vous pouvez mélanger une salade saine avec des légumes.
مخلوط کردن
تو میتوانی یک سالاد سالم با سبزیجات مخلوط کنی.
retourner
Il ne peut pas retourner seul.
برگشتن
او نمیتواند به تنهایی برگردد.
arriver
De nombreuses personnes arrivent en camping-car pour les vacances.
رسیدن
بسیاری از مردم در تعطیلات با ون رسیدهاند.
exiger
Il exige une indemnisation.
خواستن
او خسارت میخواهد.
envoyer
Il envoie une lettre.
فرستادن
او یک نامه میفرستد.
louer
Il loue sa maison.
اجاره دادن
او خانه خود را اجاره میدهد.
faire
Vous auriez dû le faire il y a une heure!
انجام دادن
شما باید آن کار را یک ساعت پیش انجام میدادید!
voyager
Il aime voyager et a vu de nombreux pays.
سفر کردن
او دوست دارد سفر کند و بسیاری از کشورها را دیده است.
imprimer
Les livres et les journaux sont imprimés.
چاپ کردن
کتابها و روزنامهها چاپ میشوند.
suffire
Ça suffit, tu m’agaces!
کافی بودن
کافی است، شما آزاردهنده هستید!
pardonner
Elle ne pourra jamais lui pardonner cela!
بخشیدن
او هرگز نمیتواند به او برای این کار ببخشد!