لغت
یادگیری افعال – انگلیسی (UK)
change
The car mechanic is changing the tires.
تغییر دادن
مکانیکی تایرها را تغییر میدهد.
lie
Sometimes one has to lie in an emergency situation.
دروغ گفتن
گاهی اوقات در شرایط اضطراری باید دروغ گفت.
talk badly
The classmates talk badly about her.
بد زدن
همکلاسیها در مورد او بد میزنند.
work for
He worked hard for his good grades.
کار کردن برای
او سخت کار کرد برای نمرات خوبش.
hire
The company wants to hire more people.
استخدام کردن
شرکت میخواهد مردم بیشتری را استخدام کند.
give a speech
The politician is giving a speech in front of many students.
سخنرانی کردن
سیاستمدار در مقابل بسیاری از دانشآموزان سخنرانی میکند.
guide
This device guides us the way.
راهنمایی کردن
این دستگاه ما را راهنمایی میکند.
burn
He burned a match.
سوزاندن
او یک کبریت را سوزانده است.
explore
Humans want to explore Mars.
کاوش کردن
انسانها میخواهند کره مریخ را کاوش کنند.
ride along
May I ride along with you?
همراه سوار شدن
آیا میتوانم با شما همراه سوار شوم؟
reply
She always replies first.
پاسخ دادن
او همیشه اولین پاسخ را میدهد.