لغت

یادگیری افعال – انگلیسی (UK)

cms/verbs-webp/122394605.webp
change
The car mechanic is changing the tires.
تغییر دادن
مکانیکی تایرها را تغییر می‌دهد.
cms/verbs-webp/99725221.webp
lie
Sometimes one has to lie in an emergency situation.
دروغ گفتن
گاهی اوقات در شرایط اضطراری باید دروغ گفت.
cms/verbs-webp/110322800.webp
talk badly
The classmates talk badly about her.
بد زدن
همکلاسی‌ها در مورد او بد می‌زنند.
cms/verbs-webp/42212679.webp
work for
He worked hard for his good grades.
کار کردن برای
او سخت کار کرد برای نمرات خوبش.
cms/verbs-webp/103797145.webp
hire
The company wants to hire more people.
استخدام کردن
شرکت می‌خواهد مردم بیشتری را استخدام کند.
cms/verbs-webp/110056418.webp
give a speech
The politician is giving a speech in front of many students.
سخنرانی کردن
سیاستمدار در مقابل بسیاری از دانش‌آموزان سخنرانی می‌کند.
cms/verbs-webp/64922888.webp
guide
This device guides us the way.
راهنمایی کردن
این دستگاه ما را راهنمایی می‌کند.
cms/verbs-webp/81885081.webp
burn
He burned a match.
سوزاندن
او یک کبریت را سوزانده است.
cms/verbs-webp/99633900.webp
explore
Humans want to explore Mars.
کاوش کردن
انسان‌ها می‌خواهند کره مریخ را کاوش کنند.
cms/verbs-webp/121102980.webp
ride along
May I ride along with you?
همراه سوار شدن
آیا می‌توانم با شما همراه سوار شوم؟
cms/verbs-webp/117890903.webp
reply
She always replies first.
پاسخ دادن
او همیشه اولین پاسخ را می‌دهد.
cms/verbs-webp/21689310.webp
call on
My teacher often calls on me.
صدا کردن
معلم من اغلب به من صدا می‌زند.