لغت

یادگیری افعال – انگلیسی (UK)

cms/verbs-webp/115291399.webp
want
He wants too much!
خواستن
او خیلی چیز می‌خواهد!
cms/verbs-webp/112286562.webp
work
She works better than a man.
کار کردن
او بهتر از مردی کار می‌کند.
cms/verbs-webp/119611576.webp
hit
The train hit the car.
زدن
قطار به ماشین زد.
cms/verbs-webp/63935931.webp
turn
She turns the meat.
چرخاندن
او گوشت را چرخاند.
cms/verbs-webp/119302514.webp
call
The girl is calling her friend.
زنگ زدن
دختر دارد به دوستش زنگ می‌زند.
cms/verbs-webp/108350963.webp
enrich
Spices enrich our food.
غنی کردن
ادویه‌ها غذای ما را غنی می‌کنند.
cms/verbs-webp/8451970.webp
discuss
The colleagues discuss the problem.
بحران کردن
همکاران مشکل را بحران می‌کنند.
cms/verbs-webp/62175833.webp
discover
The sailors have discovered a new land.
کشف کردن
دریانوردان یک سرزمین جدید کشف کرده‌اند.
cms/verbs-webp/122224023.webp
set back
Soon we’ll have to set the clock back again.
به عقب برگرداندن
به زودی باید دوباره ساعت را به عقب برگردانیم.
cms/verbs-webp/53284806.webp
think outside the box
To be successful, you have to think outside the box sometimes.
فکر خارج از جعبه کردن
برای موفقیت، گاهی باید فکر خارج از جعبه کنید.
cms/verbs-webp/118588204.webp
wait
She is waiting for the bus.
انتظار کشیدن
او در انتظار اتوبوس است.
cms/verbs-webp/123380041.webp
happen to
Did something happen to him in the work accident?
اتفاق افتادن
آیا در تصادف کاری به او افتاده است؟