لغت
یادگیری افعال – انگلیسی (UK)
want
He wants too much!
خواستن
او خیلی چیز میخواهد!
work
She works better than a man.
کار کردن
او بهتر از مردی کار میکند.
hit
The train hit the car.
زدن
قطار به ماشین زد.
turn
She turns the meat.
چرخاندن
او گوشت را چرخاند.
call
The girl is calling her friend.
زنگ زدن
دختر دارد به دوستش زنگ میزند.
enrich
Spices enrich our food.
غنی کردن
ادویهها غذای ما را غنی میکنند.
discuss
The colleagues discuss the problem.
بحران کردن
همکاران مشکل را بحران میکنند.
discover
The sailors have discovered a new land.
کشف کردن
دریانوردان یک سرزمین جدید کشف کردهاند.
set back
Soon we’ll have to set the clock back again.
به عقب برگرداندن
به زودی باید دوباره ساعت را به عقب برگردانیم.
think outside the box
To be successful, you have to think outside the box sometimes.
فکر خارج از جعبه کردن
برای موفقیت، گاهی باید فکر خارج از جعبه کنید.
wait
She is waiting for the bus.
انتظار کشیدن
او در انتظار اتوبوس است.