لغت
یادگیری افعال – انگلیسی (UK)
look around
She looked back at me and smiled.
نگاه کردن
او به من نگاه کرد و لبخند زد.
tax
Companies are taxed in various ways.
مالیات زدن
شرکتها به روشهای مختلف مالیات زده میشوند.
guess
You have to guess who I am!
حدس زدن
شما باید حدس بزنید که من کی هستم!
sit down
She sits by the sea at sunset.
نشستن
او در غروب آفتاب کنار دریا مینشیند.
discuss
The colleagues discuss the problem.
بحران کردن
همکاران مشکل را بحران میکنند.
trade
People trade in used furniture.
معامله کردن
مردم با مبلمان استفاده شده معامله میکنند.
go back
He can’t go back alone.
برگشتن
او نمیتواند به تنهایی برگردد.
deliver
The delivery person is bringing the food.
تحویل دادن
فرد تحویل کننده غذا را میآورد.
work together
We work together as a team.
همکاری کردن
ما به عنوان یک تیم همکاری میکنیم.
experience
You can experience many adventures through fairy tale books.
تجربه کردن
شما میتوانید از طریق کتابهای داستان های جادویی ماجراهای زیادی را تجربه کنید.
belong
My wife belongs to me.
تعلق داشتن
همسر من متعلق به من است.