لغت
یادگیری افعال – اسپانیایی
expresar
Ella quiere expresarle algo a su amiga.
صحبت کردن
او میخواهد با دوست خود صحبت کند.
aceptar
Aquí se aceptan tarjetas de crédito.
قبول کردن
اینجا کارتهای اعتباری قبول میشوند.
decir
Tengo algo importante que decirte.
گفتن
من چیز مهمی دارم که به تو بگویم.
verificar
Él verifica quién vive allí.
بررسی کردن
او بررسی میکند که چه کسی در آنجا زندگی میکند.
mirar
Ella me miró hacia atrás y sonrió.
نگاه کردن
او به من نگاه کرد و لبخند زد.
entender
No se puede entender todo sobre las computadoras.
فهمیدن
نمیتوان همه چیزها در مورد کامپیوترها را فهمید.
ajustar
Tienes que ajustar el reloj.
تنظیم کردن
شما باید ساعت را تنظیم کنید.
dar la vuelta
Tienes que dar la vuelta al coche aquí.
برگشتن
شما باید اینجا ماشین را بپیچانید.
dejar
Ella deja volar su cometa.
اجازه دادن
او برای بادکنک خود اجازه پرواز میدهد.
correr hacia
La niña corre hacia su madre.
به سمت دویدن
دختر به سمت مادرش میدود.
llevar
Llevó mucho tiempo para que su maleta llegara.
طول کشیدن
طول کشید تا چمدان او بیاید.