لغت
یادگیری افعال – پرتغالی (PT)
trazer
Ele sempre traz flores para ela.
همراه آوردن
او همیشه برای او گل میآورد.
nadar
Ela nada regularmente.
شنا کردن
او به طور منظم شنا میزند.
querer sair
A criança quer sair.
خواستن بیرون رفتن
کودک میخواهد بیرون برود.
andar
As crianças gostam de andar de bicicleta ou patinetes.
سوار شدن
بچهها دوست دارند روی دوچرخه یا اسکوتر سوار شوند.
enviar
Eu te enviei uma mensagem.
فرستادن
من به شما یک پیام فرستادم.
cuidar
Nosso filho cuida muito bem do seu novo carro.
مراقبت کردن
پسرمان از ماشین جدیدش خیلی خوب مراقبت میکند.
confirmar
Ela pôde confirmar a boa notícia ao marido.
تأیید کردن
او توانست خبر خوب را به شوهرش تأیید کند.
ignorar
A criança ignora as palavras de sua mãe.
نادیده گرفتن
کودک سخنان مادرش را نادیده میگیرد.
deixar aberto
Quem deixa as janelas abertas convida ladrões!
باز گذاشتن
هر کسی پنجرهها را باز میگذارد، دعوت به سارقان میکند!
correr em direção
A menina corre em direção à sua mãe.
به سمت دویدن
دختر به سمت مادرش میدود.
mudar-se
Meu sobrinho está se mudando.
حرکت کردن
برادرزادهام حرکت میکند.