لغت
یادگیری افعال – فرانسوی
heurter
Le cycliste a été heurté.
زدن
دوچرخهسوار زده شد.
croire
Beaucoup de gens croient en Dieu.
باور کردن
بسیاری از مردم به خدا باور دارند.
s’habituer
Les enfants doivent s’habituer à se brosser les dents.
عادت کردن
کودکان باید به مسواک زدن عادت کنند.
déménager
Le voisin déménage.
خارج شدن
همسایه خارج میشود.
ouvrir
Le festival a été ouvert avec des feux d’artifice.
باز کردن
جشنواره با آتشبازی آغاز شد.
ramasser
Elle ramasse quelque chose par terre.
برداشتن
او چیزی را از روی زمین میبرد.
lancer
Ils se lancent la balle.
پرتاب کردن به
آنها توپ را به یکدیگر پرت میکنند.
laisser entrer
On ne devrait jamais laisser entrer des inconnus.
وارد کردن
نباید هرگز به ناشناختهها اجازه ورود دهید.
exclure
Le groupe l’exclut.
محو کردن
گروه او را محو میکند.
arrêter
La policière arrête la voiture.
توقف کردن
پلیسزن ماشین را متوقف میکند.
compter
Elle compte les pièces.
شمردن
او سکهها را میشمارد.