لغت
یادگیری افعال – انگلیسی (US)
eat
The chickens are eating the grains.
خوردن
جوجهها دانهها را میخورند.
exercise restraint
I can’t spend too much money; I have to exercise restraint.
خودداری کردن
نمیتوانم پول زیادی خرج کنم؛ باید خودداری کنم.
work for
He worked hard for his good grades.
کار کردن برای
او سخت کار کرد برای نمرات خوبش.
ride
Kids like to ride bikes or scooters.
سوار شدن
بچهها دوست دارند روی دوچرخه یا اسکوتر سوار شوند.
strengthen
Gymnastics strengthens the muscles.
تقویت کردن
ورزش از نوع ژیمناستیک ماهیچهها را تقویت میکند.
use
She uses cosmetic products daily.
استفاده کردن
او روزانه از محصولات آرایشی استفاده میکند.
leave out
You can leave out the sugar in the tea.
حذف کردن
شما میتوانید شکر را در چای حذف کنید.
understand
One cannot understand everything about computers.
فهمیدن
نمیتوان همه چیزها در مورد کامپیوترها را فهمید.
speak out
She wants to speak out to her friend.
صحبت کردن
او میخواهد با دوست خود صحبت کند.
teach
She teaches her child to swim.
آموزش دادن
او به فرزندش شنا زدن را آموزش میدهد.
hate
The two boys hate each other.
نفرت داشتن
این دو پسر از یکدیگر نفرت دارند.