لغت
یادگیری افعال – آلمانی
verfolgen
Der Cowboy verfolgt die Pferde.
تعقیب کردن
کابوی اسبها را تعقیب میکند.
aussterben
Viele Tiere sind heute ausgestorben.
منقرض شدن
بسیاری از حیوانات امروز منقرض شدهاند.
bekommen
Sie hat ein sehr schönes Geschenk bekommen.
دریافت کردن
او هدیه بسیار خوبی دریافت کرد.
übriglassen
Sie hat mir noch ein Stück Pizza übriggelassen.
گذاشتن
او برای من یک قاچ نان پیتزا گذاشت.
mitteilen
Ich muss Ihnen etwas Wichtiges mitteilen.
گفتن
من چیز مهمی دارم که به تو بگویم.
stehen
Der Bergsteiger steht auf dem Gipfel.
ایستادن
کوهنوردی روی قله ایستاده است.
verlangen
Er verlangte Schadenersatz von seinem Unfallgegner.
خواستن
او از شخصی که با او تصادف کرده است ، خسارت خواسته است.
erleben
Mit Märchenbüchern kann man viele Abenteuer erleben.
تجربه کردن
شما میتوانید از طریق کتابهای داستان های جادویی ماجراهای زیادی را تجربه کنید.
mischen
Man kann mit Gemüse einen gesunden Salat mischen.
مخلوط کردن
تو میتوانی یک سالاد سالم با سبزیجات مخلوط کنی.
überfahren
Ein Radfahrer wurde von einem Auto überfahren.
رانده شدن
یک دوچرخهسوار توسط یک ماشین رانده شد.
betreten
Er betritt das Hotelzimmer.
وارد شدن
او اتاق هتل را وارد میشود.