لغت

یادگیری افعال – انگلیسی (UK)

cms/verbs-webp/74009623.webp
test
The car is being tested in the workshop.
آزمایش کردن
ماشین در کارگاه آزمایش می‌شود.
cms/verbs-webp/73488967.webp
examine
Blood samples are examined in this lab.
بررسی کردن
نمونه‌های خون در این آزمایشگاه بررسی می‌شوند.
cms/verbs-webp/67624732.webp
fear
We fear that the person is seriously injured.
ترسیدن
ما می‌ترسیم که این فرد جدی آسیب دیده باشد.
cms/verbs-webp/115113805.webp
chat
They chat with each other.
گپ زدن
آنها با یکدیگر گپ می‌زنند.
cms/verbs-webp/120452848.webp
know
She knows many books almost by heart.
دانستن
او زیادی از کتاب‌ها را تقریباً حفظ می‌داند.
cms/verbs-webp/115373990.webp
appear
A huge fish suddenly appeared in the water.
ظاهر شدن
ناگهان یک ماهی بزرگ در آب ظاهر شد.
cms/verbs-webp/113248427.webp
win
He tries to win at chess.
بردن
او تلاش می‌کند در شطرنج ببرد.
cms/verbs-webp/51573459.webp
emphasize
You can emphasize your eyes well with makeup.
تاکید کردن
شما می‌توانید با آرایش به خوبی به چشمان خود تاکید کنید.
cms/verbs-webp/109109730.webp
deliver
My dog delivered a dove to me.
تحویل دادن
سگ من یک کبوتر به من تحویل داد.
cms/verbs-webp/86064675.webp
push
The car stopped and had to be pushed.
هل دادن
خودرو متوقف شد و باید هل داده شود.
cms/verbs-webp/119379907.webp
guess
You have to guess who I am!
حدس زدن
شما باید حدس بزنید که من کی هستم!
cms/verbs-webp/61280800.webp
exercise restraint
I can’t spend too much money; I have to exercise restraint.
خودداری کردن
نمی‌توانم پول زیادی خرج کنم؛ باید خودداری کنم.