لغت
یادگیری افعال – انگلیسی (UK)
test
The car is being tested in the workshop.
آزمایش کردن
ماشین در کارگاه آزمایش میشود.
examine
Blood samples are examined in this lab.
بررسی کردن
نمونههای خون در این آزمایشگاه بررسی میشوند.
fear
We fear that the person is seriously injured.
ترسیدن
ما میترسیم که این فرد جدی آسیب دیده باشد.
chat
They chat with each other.
گپ زدن
آنها با یکدیگر گپ میزنند.
know
She knows many books almost by heart.
دانستن
او زیادی از کتابها را تقریباً حفظ میداند.
appear
A huge fish suddenly appeared in the water.
ظاهر شدن
ناگهان یک ماهی بزرگ در آب ظاهر شد.
win
He tries to win at chess.
بردن
او تلاش میکند در شطرنج ببرد.
emphasize
You can emphasize your eyes well with makeup.
تاکید کردن
شما میتوانید با آرایش به خوبی به چشمان خود تاکید کنید.
deliver
My dog delivered a dove to me.
تحویل دادن
سگ من یک کبوتر به من تحویل داد.
push
The car stopped and had to be pushed.
هل دادن
خودرو متوقف شد و باید هل داده شود.
guess
You have to guess who I am!
حدس زدن
شما باید حدس بزنید که من کی هستم!