لغت
یادگیری افعال – سوئدی
vilja
Han vill ha för mycket!
خواستن
او خیلی چیز میخواهد!
springa bort
Vår katt sprang bort.
فرار کردن
گربه ما فرار کرد.
täcka
Hon täcker sitt hår.
پوشاندن
او موهای خود را میپوشاند.
stå
Bergsklättraren står på toppen.
ایستادن
کوهنوردی روی قله ایستاده است.
sluta
Rutten slutar här.
پایان یافتن
مسیر اینجا پایان مییابد.
spara
Du kan spara pengar på uppvärmning.
ذخیره کردن
شما میتوانید در هزینه گرمایش پول ذخیره کنید.
garantera
Försäkring garanterar skydd vid olyckor.
ضمانت کردن
بیمه در موارد تصادف محافظت را ضمانت میکند.
vända
Du måste vända bilen här.
برگشتن
شما باید اینجا ماشین را بپیچانید.
sparka
I kampsport måste du kunna sparka bra.
لگد زدن
در هنرهای رزمی، باید بتوانید خوب لگد بزنید.
protestera
Folk protesterar mot orättvisa.
اعتراض کردن
مردم به بیعدالتی اعتراض میکنند.
belöna
Han belönades med en medalj.
پاداش دادن
او با یک مدال پاداش داده شد.