لغت
یادگیری افعال – اسپرانتو
interkonekti
Ĉiuj landoj sur Tero estas interkonektitaj.
مرتبط بودن
همه کشورهای زمین با یکدیگر مرتبط هستند.
kreski
La loĝantaro signife kreskis.
افزایش دادن
جمعیت به طور قابل توجهی افزایش یافته است.
miksi
La pentristo miksas la kolorojn.
مخلوط کردن
نقاش رنگها را مخلوط میکند.
bruli
Fajro brulas en la kameno.
سوزاندن
یک آتش در شومینه میسوزد.
revenigi
La instruisto revenigas la eseojn al la studentoj.
برگشتن
معلم مقالات را به دانشآموزان برمیگرداند.
vivi
Ili vivas en komuna apartamento.
زندگی کردن
آنها در یک آپارتمان مشترک زندگی میکنند.
pentri
Ŝi pentris siajn manojn.
نقاشی کردن
او دستهای خود را نقاشی کرده است.
pentri
Mi volas pentri mian apartamenton.
نقاشی کردن
میخواهم آپارتمانم را نقاشی کنم.
kovri
Ŝi kovras sian hararon.
پوشاندن
او موهای خود را میپوشاند.
protekti
Infanojn devas esti protektataj.
محافظت کردن
کودکان باید محافظت شوند.
eviti
Li bezonas eviti nuksojn.
جلوگیری کردن
او باید از خوردن گردو جلوگیری کند.